سلام یه چند وقتی  نبودم رفته بودم باکو جاتون خالی ...

میخوام یه خاطره بنویسم که بیتربیتیه! اگه فکر میکنید اینن خاطره رو بخونید من از چشمتون میفتم نخونید

شب توی حیاط بودم یواشکی داشتم سیگار میکشیدم  دیدم یکی از بچه زرنگای که با منم خیلی کل کل داشت داره از زیر در بین اتاقای بچه ها یه چیزی پخش میکنه

این پسر ایرانی نبود و با زبان ما هم اشنا نبود! استادا به فینگلیش براش جزوه مینوشتن

اسمشم مارک بود ...خلاصه رفتم دیدم زیر در اتاق منم انداخته.. دیدم بی ناموس بین بچه ها مجله سکسی پخش میکنه که همه فرداش امتحانو خراب کنن. خلاصه فردا امتحانو دادیم پس فردا یه مجلس برای تجلیل از مدیر دوم دانشکاه که ارج زیادی داشت و همه ازش میترسیدن و وزیر آموزشمون داشتیم.

مارکم همون روزش سخنراانی داشت بلاخره بچه زرنگ بود دیگه... متن سخنرانی رو کتابدارمون براش نوشته بود و داشتن رو متن کار میکردن.. این سخنرانی رو همون روز اجرا داشت و یعنی اصلا معنی رو نمیفهمید.. فقط حفظ میکرد

با فرهان رفتیم کتابخونه طوریکه کتابدارو فرستادم پیش مدیرر و فرهانم سر مارک رو گرم کرد..

زود رفتم چندتا کلمه های اساسیش رو که به این سخنرانی مزبوط میشد عوض کردم یه کپی واسه خودم گرفتمو جیم زدیم..

روز جشن بود و همه تو سالن جمع بودیم.. هممون پسر بودیم دیگه...

مدیر دانشگاه با وزیر اموزشمون ردیف اول نشسته بودن و کتابدارم ردیف دوم .. کتابدار بدبختمون هی به مدیر میگف که سخنرانی رو من نوشتما ببین چی نوشتم..

اینجا هم داشته باشید که مدیر ما یک مرد بداخلاق بود که باعث میشد بچه ها خودکشی کنن چون به راحتی لیسانس نمیداد و بخاطره همین کل دانشگاه اسمشو

گذاشته بودن سرویس..

وزیر اموزشم یه مرد چاق و خپل بود که پهلوهاش خیلی بزرگ بود..

خلاصه مارک اومد و شروع کرد به سخنرانی کردن.... بخونید

 

مقدم شما رو گرامی میدارم .. میهمان ویژه ی ما وزیر آموزش..

و به معلمان و دوستان احترام بگذارید.

دانشگاهمون بالاتر از همه دانشگاه هاست. اعتبارش منحصر به فرده.. برای مدیر دانشگاه دست بزنید..

اون یه مرد فوقالعادست..

۳۲سال اون بی وقفه  دهن دانشجوها رو سرویس کرده.. امیدوارم به این کارش ادامه بده ما همه مون تعجب میکنیم  که چطور یک نفر در زندگی میتونه دهن این همه ادم رو سرویس کنه... (همه میخندیدن حتی وزیر اموزش.. هی مدیر میخواست بره بیرون وزیر نمیذاشت..!)

با تلاش سختش توانسته که انقدر استقامت کنه هر دقیقه از عمرش صرف سرویس کردن میشه..بیاید روش او را دنبال کنیم.. هرجایی بریم قول میدیم که دهنمون سرویس میشه.. ما پرچم این سرویس شدنمون رو در همه جای این جهان بلند میکنیم.. ما به همه دنیا نشون میدیم که ظرفیت سرویس شدنمون قابل مقایسه به هیچ دانشجویی دیگه ای نیست..

هیچ کجا در  روی زمین....( حرفش با مدیر تموم شد و رو شو کرد به وزیر اموزش .. همه ساکت شدن..

آقای وزیر ظهر بخیر

شما چیزی رو به این دانشگاه هدیه دادید که بشدت به اون نیاز داشت .. سینه سینه  سینتون رو..

هرکسی سینه داره ولی مال اون تو جیباشه  ... کسی به این اسونی ها گیرش نمیاد.. شما خیلی سخاوتمندانه سینتون رو پیشنهاد دادید به این سرویس کننده بیرحم ..حالا ببینید چقدر با سینتون رشد کرده..

(اینجا هردوشون بلند شدن ... من به فرهان گقتن جان خودم الان با کتک میارتش پایین اما نیاورد..)

ماه مرداد وقت شعر هست

این شعر رو تقدیم میکنم به خودم که شب و روز وقتمو برای نوشتن این شعر کردم..

صدای یک گوووز خوب و محترمه

گوز ؟ خوبه صدا خفه کن

صدای یک گووز متوسط قابل تحمله

صدای یک گوز خفیف غیر قابل تحمله

و یک چس رو نمیشه تحمل کرد..

(وسط حرفش مدیرمو پس گردنشو گرفت بردتش پایین)

بدبخت فکر میکرده که ما هممون میخندیم واسه اینه که سخنرانیش عالیههه

مارک لقبشش صدا خفه کن بود  چون وقتی سر کلاس می بودیم یه بوووهایی میداد یعنی شیمیایی میزدد..

دیگه اونشب کلی خندیدیم جای همه خالی بود ..

ببخشید بیتربیتی بود.