از امروز دیگه مردم گناه نمیکنن دیگه سعی میکنن دل همو نشکونن .. دیگه همه قانع میشن .. راضی میشن که توی محرمو صفر حتی شده به یه نفر خوبی کنن..

خوبی کنن..

خوبی شونو میکنن.

 بچه ها همه سعی میکنن به پدر و مادراشون احترام بذارن.. من چی بگم مادر من 

 من چی بگم مادر که کمرم خم شده .. خم شدم از این بدیای مردمو آدماش..

هر سال محرم توی یه محله ی پایین شهر نذر کردم تو یکی از تکیه هاش با بچه های اون محل جمع میشیم هر شب چایی میدیم...

 دوستام میگن بردیا چطور شده که از اون سر دنیا میای اینجا و... اخه من نوکر حضرت عباسم نوکر اون حسینتونم.

اون حسینی که هر سال به خاطرش میرم تو خیابونا به بچه های بی سرپرست  کمک میکنم.

آقا امام حسین همه این کارارو میکنم که یه نیم نگاهم به من بکنی.. بد جور خاطرتو میخوام .

بدجور وقتی میشینم سر سجاده بهت فکر میکنم.

اقا تو اقای تو اقای مایی..

اقا یادته ۹ سال پیش اومدم زیارتت گفتم چرا من این جوری ام چرا من زندگیم هیچ چرا من خالی از مخمصه ام.

اقا یادته شبش اومدی تو خوابم چی گفتی..

اقا من هرسال به خاطره تو علم میکشم.. به خاطره اینکه وقتی بد بختیای مارو میبینی اشک تو چشمای زیبات جمع میشه ..

اقا فقط یه چیز ازت میخوام تو که همه چی بهم دادی..

 اقا من سلامتی مادرمو میخوام اگه اینم خدا ازم بگیره دیگه کمرم میشکنه.. اقا نوکریتو میکنم...

اقا ..