این خاطرم گنگ همینطوری میخوام بنویسم چون بهترین خاطره……

 

 

گفت: دلم تنگ میشه! برای چیزی که الان هستم!

گفتم: پس میخوای چیکار کنی؟ تو 48 ساعت وقت داری خانوم…

گفت: بردیا میخوام قبل از… اونطوری زندگی کنم که قبلا زندگی میکردم ..آزاد مثل پرنده .. میخوام مثل قدیم لباس بپوشم..میخوام برم سرکلاس های مدرسه! میخوام هرچی دوست دارم بخورم بنوشم ! میخوام از دنیا ناپدید بشم..

گفتم: ساکت! ما زندگی میکنیم ..چهلو هشت ساعت  بعدی .. بطور کاملآ متفاوت غیب میشیم....

 

-         ------------------------------------------------------------     -

 

 

این شعر رو  من و اون  نوشتیم خاطره ای از 48 ساعت زندگی متفاوتمون..

همه خاطره های این دو روز توی این شعر بی معنی خلاصه شده . اما برای من کلی معنی داره..

 

-       ------------------------------------------------------------       -

 

 

 

بیا غیب بشیم

جیم بشیم

در بریم

بازم غیب بشیم

 

 

جیم بشیم،  بیا بریم ناپدید بشیم

 

در بریم،  بیا خودمونو از خودمون قایم کنیم

 

بیا غیب بشیم،  از دیده ها پنهون بشیم

 

بذار  دنیا دنبالمون بگرده

بدون اینکه خودمون بدونیم کجاییم

 

از روی زمین ، آسمون رو لمس کنیم

بیا بریم ،بریم......

 

 

ای یار ، کمی هم با راه ها دوستی کن

بذار گاهی منم با روش خودم عمل کنم

 

 

بیا بریم به یه جایی

تبدیل به آواره بشیم و زمین رو دور بزنیم

 

بیا به جستجو بپردازیم

به جستجوی چیزی که تا حالا گم نشده..

 

 

 

بیا غیب بشیم       بیا بریم ناپدید بشیم

جیم بشیم            بیا خودمونو از خودمون پنهون کنیم

در بریم              از دیده ها پنهان بشیم

 

 

 

رویاهای خاصی  که پشت پلک ها هستن

بخاطره گرمی آرزوها دارن رسیده میشن

 

کمی ... صبر کن

بذار ببینیم این چه ماجراییه؟

 

همه جوره

این دل پر از آرزوهاست

 

......

 

 

وقتی برگشتیم ورق برگشت و طوری شد که او میخواست و

شاید هم من..

همسفر خوش سفر خودمی...

 

من عکسمو عوض کردم هرکاری میکنم این عکسم نمیره!

چه کنم!