<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ورود هر آدمی ممنوع است...</title>
<link>https://didar64.blogfa.com</link>
<description>خبرگزاری جدید</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 02 Jun 2013 13:13:00 +0900</lastBuildDate>
<item>
<title>خونه خوبه مامان</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/33</link>
<description>خونه خوبه خونه ، مامانم اُمیده 	خونه خوبه بوی ، مامانمو میده 	 	 اون بیرون خبری نی به جز 	 چشم های بارونی 	 	 به جز ، آدمای مجبور مثه خودت 	 که به اجبارِ با اونی 	 	 اون بیرون خبری نی به جز 	 بدهکار و آلوده ها 	 	 ثمره ی سگ دوهاتم که 	 زرشکا و زالومه ها 	 	 اون بیرون خبری نی به جز 	 صف پشت هم چیدن 	 	 به جز آدمای خسته که به زور 	 با شکمِ گُشنه خندیدن 	 	 پر دود پر جوب پر خون 	 مردایی که کردن پشت به جنگیدن 	 	 آدما فحش به هم میدن 	 این چیزارو پشته هم دیدن</description>
<pubDate>Sun, 02 Jun 2013 13:13:00 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>بلاخره تونستم</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/32</link>
<description>ا مروز بهترین روز زندگیم بود شاید برات خنده دار باشه اما امروز بهترین روزی بود که داشتم .. من تونستم من بلاخره تونستم یه جراحی قلب باز کنم من تونستم . میدونستم میتونم اما به خودم ایمان نداشت م.. من موفق شدم برای 1 پیراهن سفید خریدن .. و یک شاخه گل بهم داد ن میدونی چرا خوشحالم؟ خوشحالم چونکه بچه هاشو خوشحال کردم. من به همشون قول داده بود م.. جات خی لی خالیه تا خوشحالیم رو باهات تقسیم کنم</description>
<pubDate>Sun, 26 May 2013 17:26:35 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>تولدم مبارک</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/31</link>
<description>دی شب تولد یکی از بچه ها بود از در که وارد شدم دیدم همه ی پسرا چشماشون سفید دروغ نگ ن یک لحظه سکته رو زدم .. دو متر پریدم هوا گفتم اینا دیگه کی ان؟ فهمیدم علی رفیقم شر ط گذاشته که به این ش رط مهمونی رو پسرونه میگیره که همه ی پسرا لنز گربه ای بذارن .. حالا مگه من راضی میشدم آقا یکی یه دستمو بگیر یکی دیگه اون دستمو در عرض 2 دقیقه منو خوابوندن رو زمین تو چشمام لنز انداختن خلاصه که نصفه شب شد همه جمع شدن که برن خونه ی فلانی که اون جمعو بترسونن تو دلم گفتم اینا</description>
<pubDate>Sat, 06 Apr 2013 16:45:00 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>برای شماها</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/30</link>
<description>این برای تو: ...دیث امشب شب غم منه امشب خیلی غصه دارم خدا خدا خدا خدا خدا خدایا چرا من تا غصه هام تموم میشه از یک طرف دیگه باز شروع میشه خدا من نه کوهم و نه از سنگم نه کوهم که محکم باشم و نه از سنگم که سخت باشم هر جا میری برو هرجا هستی باش دلم برایت تنگ میشود آرزویم این است که تو هرجا هستی و میروی سالم باشی و در آستانه ی نیازهایت ... نیازهایت را به سرانجام برسانی.... ارزوی من برای تو خیلی بیشتر از این هاست شاید این یک صدمش هم نباشد و این هم برای تو ( و) :</description>
<pubDate>Thu, 14 Mar 2013 19:22:31 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>برگشتن ما واسه روز محرم</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/29</link>
<description>براساس نذر قدیمم تکیه رو راه انداختیم و.... نذرمونو ادا کرد یم دعا فراموش نشه تو این شبا یه فاتحه ای هم برای مادر ما بخونید مر سی ی ک چند روزی میشه که برگشتم.</description>
<pubDate>Thu, 15 Nov 2012 17:40:00 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>2روش تشخیص بیماری قلبی</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/28</link>
<description>روشهای تشخیص بیماری قلبی(1) آیا می‌دانید که بیماری قلب و عروق از شایعترین عاملهای مرگ و میر در جهان است و آیا می دانید که براحتی می‌توان از این معضل جلوگیری نمود. * آیا می دانید که بیماری عروق کرونر(عروق خون رسان قلب) از شایع ترین علت مرگ و میر در ایران است؟ * آیا می دانید که با کنترل فشار خون می توانید از بروز بیماری عروق قلب پیشگیری کنید؟ * آیا می دانید که افرادی که در فامیل درجه اول خود سابقه بیماری قلبی دارند بیشتر در معرض خطرند؟ * آیا می دانید که چاقی</description>
<pubDate>Fri, 19 Oct 2012 17:14:44 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>سرنوشت آدم</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/27</link>
<description>ا مروز - دوستان و همکاران، به نظر من بیدار کردنش جنایت است. -یعنی، جناب والنتین پتروویچ، منظورتان این است که بگذاریم همینطور بمیرد؟ -ماریا فدوروونا، من منظورم دقیقاً همان چیزی بود که گفتم. -اما والنتین پتروویچ، تنها معنای حرف شما این است که بکشیمش. شما از ما می‌خواهید که این آدم را بکشیم. ما پزشکیم، والنتین پتروویچ! -ماریا فدوروونای عزیز شما نباید یک نکته را از یاد ببرید و آن هم این است که این یارو آدم نیست.</description>
<pubDate>Fri, 05 Oct 2012 17:40:50 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>not bad</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/25</link>
<description>شب که به یادت میخوابم به این فکر میکنم اگر پیشم بودی دنیا چه رنگی بود.. اگر در آغوشم بودی.. به این قضیه فکر نکردم که هنوز چقدر دوست دارم هنوز دوست دارم!!!؟ تنها دلیلی که منو از تنهایی در میاورد تو بودی..... فکر کردن و رسیدن به تو.. گرچه تو نیستی.</description>
<pubDate>Tue, 02 Oct 2012 16:18:38 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>مالزی (مالا)</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/24</link>
<description>شبه جزیره مالزی :به دلیل داشتن سواحل متعدد و متفاوت در نقاط مختلفش , یکی از بزرگترین و مهمترین مکانهای غواصی در دنیا محسوب می شود. محدوده ساراواک به دلیل داشتن آبهای شفاف و گوناگونی ماهی ها از زیباترین جاذبه های مالزی است. مکان بعد:/ طبیعت زیبا و استوایی مالزی م تامان نگارا یا جنگل ملی مالزی از قدیمی ترین جنگلهای جهان است سواحل شرقی شبه جزیره مرکزی مالزی , دارای جزایر بسیار دیدنی و بکر می باشند که از آن جمله عبارتند از : جزیره پرهنتیان , جزیره ردانگ, جزیره</description>
<pubDate>Sat, 23 Jun 2012 16:11:00 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title>معجزه خدا</title>
<link>https://didar64.blogfa.com/post/23</link>
<description>چند روزی میشد که مادرم حال بدی داشت به تازگی فراموشی همیشگی اش برگشته بود به تازگی مثل قدیمها یادی از پدرم میکند.. موهای سفیدش را به من نشان میدادبه من میگوید که زندگی ام را حرام انها کردم... حرام درسم حرام یک چهره حرام بی کسی و تنهایی مان.. هر شب از من یک سوال میپرسید که : کی عروسی میکنی.. هرشب سر یک ساعت مشخص .. اولین بار بود با هاجو واج مادرمو نگاه میکردم.میگفت تو به هرچیزی که خواستی رسیدی منم به ارزوم برسون منم در جوابش میگفتم شاید یک روزی...</description>
<pubDate>Mon, 21 May 2012 15:41:00 +0900</pubDate>
<dc:creator>didar64</dc:creator>
<guid>didar64.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
</channel>
</rss>
